تبلیغات
اخذ پذیرش از دانشگاههای معتبر تاجیکستان- تحصیل در تاجیکستان - سقراط و اندیشه هایش
اخذ پذیرش از دانشگاههای معتبر تاجیکستان- تحصیل در تاجیکستان
تحصیل در تاجیکستان

سقراط و اندیشه هایش

یکشنبه 2 مرداد 1384  ساعت: 04:07 ق.ظ

نوع مطلب :علمی ادبی  ،

 سقراط  و اندیشه هایش

سقراط را بیشتر از طریق ارسطو به خصوص شاگردش افلاطون میشناسیم. زیرا او در طول زندگی اش چیزى ننوشت و بیشتر اطلاعات ما از او از طریق شاگردانش بدست آمده است. كه همین امر و مرگ دلخراشش باعث شده است كه دركتب زیادى وى با مسیح مقایسه گردد.

او نخستین فیلسوف مهمى بود كه در آتن بدنیا آمد كه بیشتر عمر خود را صرف گفتگو و مباحثه در كوچه و بازارهاى آتن می كرد. او جوانانى را از اقشار مختلف و باعقاید گوناگون دور خود جمع می كردو به گفتگو با آنها می پرداخت . كه بعدها بسیارى از این جوانان نماینده هاى فكرى فلسفه هاى گوناگون در یونان باستان شدند. همین امر باعث شد كه مكاتب زیادى سقراط را از خود بدانند. او به غیر از مباحثه و تفكر كار دیگرى نمی كرد و شغل خاصى نداشت و نسبت به فردایش بی اعتنا شده بود. در خانه هم دل خوشى نداشت و به فكر همسر و فرزند نبود و همواره به خاطر این خصوصیاتش با زنش مشكل داشت. البته می توان گفت كه در نهایت زنش به اوعلاقه داشت زیرا بعد از اعدام سقراط نمی توانست به خود تسلى خاطر بدهد.

شاید بتوان گفت بارزترین موضوعى كه هنگام مطالعه سقراط به آن برمی خوریم هنر گفت و شنود سقراط باشد. او خود در این باره می گوید: من نیز مانند مادرم هنر مامایى دارم. مامایى من مامایى حقیقت و دانش است او دایما تاكید می كرد كه خود چیزى نمی داند بلكه مانند مامایان عمل می كند یعنى با گفتگویى هدفمند نقاط ضعف و قوت افكار عقاید افراد را به آنها نشان می دهد و از این طریق به زاده شدن حقیقت و دانش در آنها كمك می كند.

سقراط هنگام بحث با افراد مختلف به شرایط افراد و موقعیت اجتماعى آنان توجه اى نمی كرد. گاهى نیز پرسشهاى او از افراد متشخصى كه با او بحث می كردند موجب مى شد كه تزلزل پایه هاى فكرى و تضاد در عقاید آن شخص روشن گردد. كه این موضوع موجب مسخره شدن اینگونه افراد در ملا عام و نتیجتا خشمگین شدن آنها می شد. روش سقراط بدین گونه بود كه ابتدا در بحث اظهار تجاهل می كرد و سپس براى رفع جهل خود از شخص مقابل سوالاتى می پرسید سپس شخص را با پرسیدن سوالاتى به نقطه اى خاص هدایت می كرد و تناقض در افكار و عقاید شخص مقابل را برایش روشن می ساخت. در این پروسه تعریف كردن موضوعات براى سقراط از اهمییت خاصى برخوردار بود. چون به اعتقاد او ابتدا باید دانست كه منظور از مفاهیمى مانند عدالت , فضیلت ,شجاعت و پرهیزگارى چیست , سپس می توان در مورد این مفاهیم صحبت كرد.

او براى رسیدن به تعریفى صحیح از یك مفهوم از شیوه اى استقرایى استفاده می كرد بدین معنا كه ابتدا مثالها و شواهدى را در باره موضوع مورد نظرش پیدا می كرد و از این جزییات بدست آمده براى رسیدن به كلیات مطلب استفاده می كرد. او پس از فهمیدن قاعده كلى آن را براى موارد خاص تطبیق و تعمیم می داد . مثلا او هنگام گفتگو نظر طرف مقابلش را در باره عدالت جویا می شد. مخاطب هم براى رسیدن به تعریف مثالهایى را ارایه می كرد سپس سقراط با نشان دادن روابط و مشتركات مثالها شخص را به تعریفى از مفهوم مورد نظر( مثلا عدالت) می رساند. بعد از این مرحله سقراط موارد مخالف و متضاد با تعریف را یادآورى می كرد بدین ترتیب فرد مورد نظر دایما مجبور می شد كه تعریف خود را تغییر دهد تا به تعریف صحیحى برسد در این دیالوگها شخص به اشتباهات و ناتوانیهاى خود پى می برد.

علی رغم اینكه روش فلسفى سقراط براى ما مشخص و معلوم است ولى افكار و عقاید او در مورد بسیارى از مسایل مهم فلسفى براى ما روشن نیست. زیرا هیچگاه در مورد مسئله اظهار اطمینانى قطعى نمی كرد و افكار خود را نمی نوشت. همین موضوع باعث شده است كه تمام دانسته هاى ما در باره سقراط از مطالبى است كه شاگردانش مانند افلاطون در باره او ذكر كرده اند. در بسیارى از متون افلاطون نمی توان تشخیص داد كه مطلب افكار سقراط است یا عقاید افلاطون است كه آنها را از زبان سقراط بیان كرده است.

همانطور كه قبلا دیدیم فیلسوفان پیش سقراطى توجه خود را به طبیعت و نیروهاى طبیعى معطوف كرده بودند كه به نوعى می توان گفت برنامه كارى آنان گذر از دنیاى اسطوره به عقل بود. ولى برخلاف آنها بیشتر توجه سقراط به مسئله انسان و جایگاه انسان در جامعه بود. سیسرون فیلسوف رومى چند صد سال بعد از مرگ او در این باره می گوید: سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورد فلسفه را به خانه ها وشهرها برد و فلسفه را واداشت به زندگى و به اخلاقیات و خیر و شر بپردازد. سقراط بر خلاف سوفسطاییان كه به درك درست و مطلقى از حقیقت اعتقاد نداشتند قصد داشت كه فلسفه خود را بر پایه اى محكم بنا كند . به گمان او این پایه عقل انسان بود. او ادعا می كرد كه ندایى الهى در وجودش قرار دارد كه او را هدایت می كند و همین ندا و وجدان است كه به او می گوید چه چیز نادرست و چه درست است.

جامعه آن زمان یونان كه سقراط در آن زندگى می كرد جامعه اى بود كه سوفسطاییان تاثیر اساطیر و ادیان را در زندگى مردم به شدت كم كرده بودند. از این رو سقراط در زمینه اخلاق سعى داشت تعریف كامل و جهانشمولى ارایه دهد تا جایگزینى مناسب براى اساطیر و ادیان باشد . او بر خلاف سوفسطاییان معتقد بود كه تشخیص درست و نادرست بر عهده عقل آدمى است نه بر عهده جامعه و سیر تحولات آن. او براى نیكوكارى و درستكارى مبنایى عقلى جستجو می كرد ومعتقد بود كه هركس درست و غلط را از لحاظ عقلى تشخیص دهد به كار نادرست دست نمی زند و تمام شرهایى كه از افراد مختلف می بینیم در اثر نادانى آنهاست.

در روزگارى كه سقراط در آن زندگى می كرد دموكراسى آتن رو به ابتذال نهاده بود بدین ترتیب كه در بسیارى از نهادهاى مهم كشور اعضاى آنها به ترتیب حروف الفبا انتخاب می شد به طوریكه گاهى در میان آنها كشاورز و بازارى ساده دیده می شد و یا سران لشگر به سرعت عوض می شدند.

سقراط عقیده داشت همانگونه كه كفاش و نجار به مهارت در رشته و فن خود نیاز دارند حاكم نیز باید تخصص لازم را براى حكومت داشته باشد به عبارت دیگر داراى فضیلت سیاسى براى حكومت باشد. سقراط مدام دموكراسى یونان را به مسخره می گرفت و دائما دم از صلاحیت و شایستگى براى حكومت می زد . كه البته در آن زمان بزرگترین مدعى این صلاحیت اشراف و ثرومتمندان بودند كه اعتقاد داشتند این شایستگى براى حكومت از نژاد و تبارشان حاصل می شود ولى سقراط معتقد بود كه این شایستگى و فضیلت با آموزش و تربیت پدید می آید و ناشى از روح انسانى است. البته باید توجه داشت كه در آن زمان این آموزشها و نوع تربیت بیشتر مخصوص طبقه اشراف بود نه همگان مردم.

در شرایطى كه جنگ و خطر توطئه و قیام اقلیت ثروتمند جامعه دمكرات یونان را تهدید می كرد سقراط جوانان متمایل به آریستوكراسى را به دور خود جمع می كرد و در باره فضیلت سیاسى با آنها صحبت می كرد. همین امر باعث شد كه حكومت تصمیم به اعدام سقراط بگیرد. در دادگاهى كه براى محاكمه سقراط تشكیل شد سقراط به دفاع از خود برخواست كه متن دفاعیه او در Apology افلاطون موجود است. سقراط این امكان را داشت كه با طلب عفو از دادگاه خود را از مرگ نجات دهد ولى او نپذیرفت كه از عوامى كه مدام مورد مسخره او بود طلب بخشش كند. نقل می شود كه دوستان او امكان فرار وى را از زندان فراهم ساخته بودند ولى او از فرار نیز امتناع ورزید و در نهایت جام شوكران را سركشید.


نوشته شده توسط:امیر

ویرایش:-- پست الكترونیك : amiri_879@yahoo.com -- تلفن تماس : 09380016722 و 09169568363

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

    پست الكترونیك : amiri_879@yahoo.com - تلفن تماس : 09169568363- 09380016722
  • امیر(973)

لینکستان

لینکدونی

صفحات جانبی

نظرسنجی

  • نظرتون در مورد وبلاگ چیه؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو